17/04/2016

فاجعه


فاجعه است اگر یک زن به سکوت و خموشی خود عادت کند



04/04/2016

رویا


رویا پنجره ای ست که هر لحظه رو به قلبم باز می شود
بی هیاهو
ساکت
آرام
بی خدشه
...



غرور من


فجایع زندگی ام را، حوادث تلخی را که بر من رفت، هرگز فراموش نمی کنم به این خاطر؛ مبادا از یادم برود که چقدر صبور و منعطف بودم در طول عمرم، هرگز ناراستی ها را از یاد نمی برم تا آن ها که موجبش بودند تصور نکنند من آدم فراموش   خاطری هستم. از فراموش خاطران و مسببان این فجایع دوری کرده و خواهم کرد به خاطر این که دیگربه چشمم نمی آیند
مغرورم و به غرور انسانی خود می بالم
مغرورم به فجایع زندگیم
هم آن ها که بنیادم را برکندند و کمر به نابودی ام بستند
مغرورم به آن ها که از من، مرا ساختند
مرا 


01/04/2016

سیزده بدر


چهاردمین سال دوری از خانه. دور از شهر. دور از قبیله
سیزده تون بدر 
خانه تان آبی
زندگی تون شاد

26/03/2016

سکوت


گاهی سکوت بیش از حد و اندازه و خارج از ظرفیت و محدودهً تحمل انسانی، آدم را به مرز خفگی می رساند

23/03/2016

در گلستانه

...

در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه
دورها آوایی است، که مرا می خواند

بخشی از شعر «در گلستانه» سروده سهراب سپهری


20/03/2016

نوروز سال نود و پنج




 دوستان عزیزم
نوروزتان مبارک
روزگارتان شاد و پیروزباد



05/03/2016

روزهای آخر

دلم برای سالی که گذشت تنگ می شود
بهار و تابستان
پاییز و زمستانش


21/02/2016

نیما یوشیج


تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم
شباهنگام
در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری  یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم


نیما یوشیج
زمستان 1336

21/01/2016

گذشته

گذشته، آدم ها و برخی وقایع آن مانند فیلم های آرشیو شده در ذهنم باقی مانده اند. گاهی یکی از فیلم ها را از آرشیو مغزم بیرون می کشم و آن را می بینم. وقتی به تصویر بعضی از رخدادها و آدم هایی که در دوره های مختلف عمرم کنارم بوده اند یا مقابلم، فکر می کنم می بینم که بعضی هایشان چقدر کهنه شده اند. حرف هایشان، اعمال شان، همه کاغذی شده اند. خوشحالم. می توانم مانند کاغذی آن ها را تا کنم و بگذارم داخل جیبم و بروم