یک روز می آید از پس این روزهای لخت و سنگین که شب، زوزه گرگ ها و روباهان دشت جنون را به کام سپیدی آسمان بریزد
یک روز می آید از پس این روزهای لخت و سنگین که دخترک، شاد و بی پروا ترانه دوستی و آزادی را از چادر سیاه شب بر بگیرد و گل واژه های بیرق طلایی را به دامان طبیعت بپاشد
روز ما، آن روز روشن
روز ما، آن روز آبی
روز ما، آن روز بستری بر زورق کامرانی
روز ما، آن روز آفتابی
روز ما، آن روز روشن
روز ما، آن روز آبی
روز ما، آن روز بستری بر زورق کامرانی
روز ما، آن روز آفتابی


