25/07/2017

خوب دیدن آدم‌ها



برای دیدن آدم‌ها نیازی نیست تا پول زیادی خرج کنیم با اندک مایه‌ای می‌توان پی به درونیات‌شان برد؛ آن اندک مایه چیزی نیست جز فکر  



برنده تو باش



داوری‌ام نکن. نیازی به داوری ندارد آدمی، اگر فکر کنی که به داوری‌ات نیازی است، نقطه ضعف خودت را نمایان ساختی. چیزی بدست نمیاری. ساده‌تر ببینی خیلی بهترست تا امورات کوچک زندگی را برای خودت بزرگ کنی. من خسته تر از تو هستم. تو درمانده تر از من. ببین، مساوی هستیم. نه برنده‌ایم نه بازنده. تو فکر کن بازنده منم؛ من هم فکر می کنم بازنده تویی. باز هم مساوی هستیم. من و تو همیشه هر وقت که هم را می بینیم با هم  بالا بلندی، بازی می کنیم. بی آنکه این میدان، پیروزی داشته باشد

18/07/2017

وبلاگ من



این‌طوری می شه که آدمی فراموش می کنه بعضی چیزها رو
مثل من که وبلاگم رو فراموش می‌کنم  و یادم میره پستی بذارم و یادی کنم ازش
گاهی بی هیچ‌گونه دلیلی ما آدم‌ها و چیزهایی را در زندگی از خاطر می‌بریم





01/05/2017

موراکامی


زندگی به آرمان و آرزو نیاز ندارد بلکه به استانداردهایی برای حرکت نیاز دارد


----------

هاروکی موراکامی

05/04/2017

بورخس


در پهنه خاک شکل های باستانی وشکل های جاودانی هستند که فساد بر نمی دارند
...
در زبان های آدمیزاد، هیچ قضیه منطقی نیست که کل جهان در آن نگنجد
... 
حواس پنجگانه راه درک واقعیت را سد یا مخدوش می کنند، پس اگر بتوانیم خود را از قید آنها رها کنیم، جهان را آن طور که هست خواهیم دید. بی کران و سرمدی
...

خورخه لوییس بورخس

28/03/2017

نوروز مبارک




 .درگیر بهاربایستی، بود. باید با جان طبیعت در هم آمیخت. با جریان رودخانه جاری شد





.تولد دوباره طبیعت مبارک و خجسته باد




16/03/2017

واپسین روزهای سال


چند روز بیشتر به سال نو نمانده است. آماده پذیرایی از بهار نیستم. نمی دانم باید چه کاری انجام دهم. نسبت به خیلی چیزها بی تفاوت شده ام. مساثل پیرامونم تاثیر گذاری خود را بر من از دست داده اند. زیاد خبر نمی گیرم از آدم های اطرافم. باید نام لاک پشت بر خود بگذارم. لاک پشتی هستم که در لاک خود فرو رفته ام. زنی که به تماشای خود در آینه  
نمی نشیند. یادم باشد برای سفره هفت سین مان آینه ای تهیه کنم



15/02/2017

خانم دالووی



خیلی جای تاًسف است چیزی را که حس می کنیم، هرگز نمی گوییم

از کتاب خانم دالووی . ویرجینیا وولف


24/01/2017

خنده شعور ندارد


مهم نیست اهل کجا باشی یا ازکدام کشور آمده باشی 
مهم این است که یک مغز داری مانند بقیه
مهم این نیست که چه نوع تحصیلاتی را گذرانده باشی
مهم این است که شعورت برابری نکند با بقیه. حالا این شعور می خواهد کم باشد یا زیاد، آنچنان تفاوتی ندارد
مهم نیست چند بار در روز گریه یا خندیده ای 
مهم این است که جایی که باید می خندیدی، خندیدی
*
من یک بار از ته دل خندیدم. یک بار فقط در زندگی از ته دل خندیدم. چقدر سخت است که آن یک خنده را هم از من گرفته باشند. خودخواهی. خود بینی. پنجاه سال عمر کنی و فقط یک بار از ته دل خندیده باشی و همان یک خنده را هم از تو گرفته باشند. خیلی سخت است. هر چه باشد. دیگر چه فرقی می کند. مهم این است مغز من شعور خندیدن دیگر ندارد؛ نه بهتر است بگویم خنده، شعور ندارد

Paint


By: Tatiana Deiry

25/12/2016

No more talking


روز کریسمس

هوا ابری و مه گرفته است. امروز روز کریسمس است. ابرها در میانه روز، کنار می روند. شاید باران نیاید. خورشید بدرخشد. کریسمس مبارک بر همه مسیحی های عالم. ما که مسیحی نیستیم. فقط جشن می گیریم  و برای مهمانی رفتن و مهمانی دادن آماده ایم

23/12/2016

Merry Christmas

May the Christmas season fill your home with joy, your heart with love and your life with laughter.
Merry Christmas my friends


15/12/2016

درد دل من

 
 می خواستم بگویم که تلخ بودن اما با اقتدار زیستن، بسیار بهتر و برتراز شاد زیستن اما ضعیف بودن است

21/11/2016

زمان

راه می روی. می دوی. هرگز نمی نشینی. زندگی ادامه دارد. مریض اگر بشوی دوباره خوب خواهی شد. خوب که شوی، دوباره ممکن ست اتفاق ناخوشایندی بیفتد.. قطار زمان بی وقفه و به سرعت می رود. هرگز نمی ایستد. هرگز نمی ایستم. می روم. می دوم. نمی نشینم
 پاییز است و بسیار سرد. امشب هوا طوفانی ست. باران می بارد و زمین و زمان، یخ زده است 

23/07/2016

تابستان


دوباره باز خواهم گشت و پنجره ات را خواهم گشود 

30/06/2016

طبیعت


همدل بودن با طبیعت موهبتی ست عظیم

Being in close communion with nature is a great blessing




22/06/2016

تابستان ها


نگاهم را به پایان و آغاز فصل های سال که می دوزم، هر یک یادگاری و خاطره ای به همراه دارند. عروسی. عزا. بیماری. تولد. اندوه. شادی. مرگ و سرآغاز فصلی دیگر
تابستانم
تابستان از راه رسیده است. چه فرقی می کند در کدام تابستان عمرم باشم. هر چه هست به نیمه رسیده ام. بیش و کم تفاوتی ندارد. به نیمه عمرم. ن ی م ه  عمرم. چه تابستان ها آمدند و رفتند. هنگامی که کودک بودم؛ یک تابستان را سراسر در گچ بودم. یک تابستان را سراسر در باغ مادر بزرگ چرخیدم و گردیدم. یک تابستان را با بیماری یرقان سپری کردم. تابستان ها . تابستانی با عروسی خود. عروسی خواهر. عروسی برادر. تابستانی با مرگ پدر. تابستانی با اندوه جدایی دلبند. تابستانی با تولد دلبندک. تابستانی با هجرت. تابستانی با محبوب. با عشق. با اندوه.  با شادی... گذشت. روزها و شب ها آمد و رفت
تابستان پیش 
و
امسال
تابستان امسال
ا م س ا ل 
______________________________
تابستانی پر از شادی برایتان آرزو دارم
Happy Summer


15/05/2016

واپسین روزهای بهار 1395

واپسین روزهای بهار است؛ کاش می شد بهار را جای تابستان نشاند و زمستان را جای پاییز؛
تلخی را به شیرینی سپرد، بی تفاوتی را سرو سامانی داد و بی خردی را در هیچ عالمی راه نداد؛
بهار بانو، باز منتظرت می مانم
... 




25/04/2016

طلوع من


هر روز که لبخند خورشید را می بینم، منتظر ماه می مانم تا در آسمان شب، پرچم دار سپیده دمان کند مرا  


17/04/2016

فاجعه


فاجعه است اگر یک زن به سکوت و خموشی خود عادت کند



04/04/2016

رویا


رویا پنجره ای ست که هر لحظه رو به قلبم باز می شود
بی هیاهو
ساکت
آرام
بی خدشه
...



غرور من


فجایع زندگی ام را، حوادث تلخی را که بر من رفت، هرگز فراموش نمی کنم به این خاطر؛ مبادا از یادم برود که چقدر صبور و منعطف بودم در طول عمرم، هرگز ناراستی ها را از یاد نمی برم تا آن ها که موجبش بودند تصور نکنند من آدم فراموش   خاطری هستم. از فراموش خاطران و مسببان این فجایع دوری کرده و خواهم کرد به خاطر این که دیگربه چشمم نمی آیند
مغرورم و به غرور انسانی خود می بالم
مغرورم به فجایع زندگیم
هم آن ها که بنیادم را برکندند و کمر به نابودی ام بستند
مغرورم به آن ها که از من، مرا ساختند
مرا 


01/04/2016

سیزده بدر


چهاردمین سال دوری از خانه. دور از شهر. دور از قبیله
سیزده تون بدر 
خانه تان آبی
زندگی تون شاد